چند شب پیش به آهنگی از laura branigan گوش می دادم. آهنگ معروف دهه هشتاد که آوازه این خواننده آمریکایی را بر گوش دوست داران موسیقی پاپ خوش نواخت. آهنگی که همدم دوران گذشته ام بود و هم پیوند با دوران شیرین آن زمان . آهنگsefe control سال ها بعداز نواخته شدن آهنگ بود که با آن آشنا شدم و چه زود بر دلم نشست. موسیقی فخیم ، صدایی دلنشین و شعری پر مغز . لورا در این آهنگ به ستایش شب پرداخته است. شب و آن چه در اوست سالیان سال است که با من همنشین است.آنهایی که شب را می شناسند خوب می دانند چگونه اندیشه در آن به رقص می آید. آن چه لورا در سروده خود ستایش کرد سال ها بود که مرا شیفته خود ساخته بود ودراین سروده همه آن چه که من می خواستم . و به حق خواستنی بود و هنوز هم هست. واین شعر مکتوب این آهنگ به همراه ترجمه فارسی آن.
Oh, the night is my world
آه، تمام دنیای من همین امشب است
City light painted girls
روشنایی شهر به دخترکانی می ماند
In the day nothing matters
روز برایم چه معنایی دارد.
It’s the night time that flatters
این شب است که مرا وسوسه می کند
In the night no control
در شب از خود رها می شوی
Through the wall something breaking
از میان دیوارها انگار چیزی می شکند
Wearing white as you’re walking
Down the street of my soul
درآن هنگام که از جاده آرزوهایم می گذری لباس سفیدی بر تن دارم
You take myself. . . you take my self control
تو مرا از خود رها و سرگشته می سازی
You got me living only for the night
زندگی ام در این شب برای تو است
Before the morning comes
A story’s told
پیش از آن که روز پدیدار شود داستان به انتها می رسد
You take myself. . . you take my self control
تو مرا از خود رها و سرگشته می سازی
Another night, another day goes by
یک شب و یک روز دیگر هم گذشت
I never stop myself to wonder why
حیرت نمی کنم
You help me to forget to play my role
تو مرا از خودم جدا ساختی
You take myself. . . you take my self control
تو مرا از خود رها و سرگشته می سازی
I, I live among the creatures of the night
در شب و هر آن چه در اوست زنده هستم
I haven’t got the will to try and fight
Against a new tomorrow
توان مبارزه با فرادا را ندارم
So I guess I’ll just believe it
That tomorrow never comes
فکر کنم به این باور رسیدم که فردا هرگزنخواهد آمد
A SAFE FLIGHT I’m living in the forest of my dream
با پروازدر بیشه آرزوهایم زندگی می کنم
I know the night is not as it would seem
می دانم شب آن گونه که می پندارم نیست
I must believe in something
باید به چیزی باور داشته باشم
So I’ll make myself believe it
پس باید باور کنم
That this night will never go
امشب هیچ گاه به پایان نمی رسد.
Ohoho, ohoho,ohoho, ohoho Ohoho…
Oh the night is my world
آه، تمام دنیای من همین امشب است
City light painted girls
روشنایی شهر به دخترکانی می ماند
In the day nothing matters
روز برایم چه معنایی دارد.
It’s the night time that flatters
این شب است که مرا وسوسه می کند


